شعر هستی نیست هایی ست که هستند ! هستی نیست هایی که برای شدن ظهور
پیدا می کنند . شفیعی کد کنی می گوید شعر حادثه ای ست که در زبان رخ می دهد
و آیا از دید شما این حادثه ، شدن همان نیست هایی نیست که به هست می رسند !؟
این هست ها در شعر امروز اقدام به خلق فضاهای سورئالیستی کرده و با شکستن
پی در پی قوانین هستی شناختی و ایجاد قوانینی تازه بر پایه بی قانونی و دلایلی که
هیچ دلیلی ندارند و هرج و مرجی به هم ریحته و شاید هم به هم نریخته دست به
ویرانی و ساخت هر چه می زند که خود پیشتر ساخته .
وقتی با استفاده از تعاریف گفته شده به کتاب حیوان اثری از تیرداد راد وارد
می شویم با فضای متفاوتی روبرو هستیم که انگار کسی با آرنج هی به پهلوی
شما می زند که : فرار کن ، دور و برت بدرد هیچ کاری نمی خورد !
کسی برای کفهایش راه می سازد .
فیلم - ص 13 – س 6
فضای دلگیر ، شکست خورده و تحمیل شده ای که دغدغه های اولیه زندگی بشری
یک روشنفکر است در کارهای حیوانی تیرداد به وفور دیده می شود :
هر چه سرم آمد حقم بود .
آخرین سه شنبه – ص 6 – س 4
آنقدر هق هق دارم بکنم که نبیند .
این جا نیست – ص 11 – س 5
از بغض کردن دلم گرفته از داد زدن بیزارم .
پر – ص 7 س 8
این اطراف حالت تهوع دارم . کی می فهمه چی میگم .
من نپاشیدم – ص 34 – س 9
و در همین فضاست که تیرداد با زبانی بی شرمانه ( البته از دید عوام کوچه و بازار شعر)
به این نگاه افسرده رنگ اعتراض و نارضایتی می دهد . او آنچه که می خواهد بگوید را
به شکلی دور از خودسانسوری و با زبانی شاعرانه نشان می دهد :
از بس زیر این باران قدم زده ام تنم بوی شاش گرفته .
پر – ص 7 – س 3
روی سطرهای من خون تو برجسته کودکی نامشروع است .
تو متهم به مرگ خودت هستی – ص 31 – س 5
تف به این زندگی کوفتی به پدر به مادر به لجن .
چشم در لالایی – ص 21 – س 4
و اوج این نارضایتی در چند کار این مجموعه از جمله کار من نپاشیدم به شکل شاخصی
پیداست که میتوان بدون اطلاع از حیات حیوانی کارهای دیگراین کتاب و خواندن همین کار
بدان دست یافت :
من نپاشیدم . به کوچه پشت غُرغُر کنان برمی میرم . به زبان پیرزنی که درازی اش را هیچ
وفا داری نمی خواند .
کتاب . صندلی . هندوانه . آغاز این حرکت را بسیار خوردیم . با زبان هایی که از گلو در نیامده
گلوله برف شده .
هَل هَل زنان پشت سرم نشسته و بی دندان روی سگم را می بوسد .
غرق این هتلم . با پنجره های نشکسته .
که زیر پاهایم آنقدر اشک نیامده باران سبز / زرد شد
بی مادر هوا گلودرد دارد سگ کوچولو
این اطراف حالت تهوع دارم . کی می فهمه چی میگم .
م ِ ر ِ ول هاکانین . هاپ هاپ
پدر مست بود . مادر خواب دیده دیده بود . پیرزن را دفن
می کنم
دست بردار . آن بالای ِ بالای طاقچه تکه سنگ افتاد . شیشه
نفس . زمین . چشم هایت کور
یک طبقه بطری مست . یک سینی سیب .
آدم و حوا پایین . بالا خدا نشسته و می خنده
این هتل که بردی از یادم . دلم ترکیده . دندان ندارد . کوچه را کول کند
هندوانه . و تخم های سیاهت . چقدر جای خالی ام خونی شده .
مرا کول کن و ببر خانه
این جا هیچ شیشه ای نشکسته .
درگیری شاعر در این کار با عناصر دورو برش و زبان زیبای اعتراض آمیز همراه با
تقدس شکنی از جمله مولفه های زیباشناختی این کار است که با نزدیکی گه گاه به زبان
گفتار به شکل زیبایی نمودار می شود :
کی می فهمه چی میگم
مرا کول کن و ببر خانه
بالا خدا نشسته و می خنده
تضاد ذاتی کارهای حیوانی این مجموعه در کار من نپاشیدم خود راعریان کرده و در اندیشه
مخاطب قدم می زند .در دو سطر پایانی ، کار شکل تازه ای می گیرد .مخاطب که تا پیش از
این دو سطر همه آنچه را که دارد از دست رفته می بیند در پی ساختارهای تازه می گردد و
در ادامه کیش اولیه کار با تضاد پایانی مات می شود !
این دست تضادها را اگر چه در شکل و هیبتی ضعیف تر و صریح تر اما باز هم در این
مجموعه میتوان مشاهده نمود :
امشب باتو بی تو صورتت را ستاره باران می کنم
امشب هیچکس را ستاره باران نمی کنم
امشب – ص 58 – س 1
و بعد آرام آرام پیر
مرد شد
مثل جوانی هایش
استخدام - ص 40 – س 2
اگر شعرو شاعر را دو مقوله جدا از هم فرض کنیم . گه گاه شاعر شعر را خلق کرده
و گاهی نیز شعر اقدام به خلق شاعر یا مولف می کند .
در حالت اول مولف در کارش حضور داشته و دیکتاتوری متن ، مخاطب را از سر آغاز
خودش به سرانجام شاعر می کشاند و در حالت دوم این متن است که شاعر و مولف خود
را می آفریند و در مسیر زایش دمکراسی قرار می گیرد .
با این وجود و با وجود کارهای حیوانی جانداری مانند پر ، بچه جامعه ، حیوان که از شاخص ترین
کارهای این مجموعه هستند و با اندکی نگاه خوش بینانه من نپاشیدم ، با کارهای حیوانی نیمه جان و
بعضا لاشه های مرده ای روبرو می شویم مانند :
گروهبان کوپرت ، مرگ در گوشه گوش ، کوچه علی چپ ، ، استخدام ، پیراشکی ،
جنگ ،عمو سفر و بی تو
البته در همین کارهای ضعیف هم با تکه های ناب شاعرانه ای مانند :
و املایت پر از غلط های سفید مانده بود
چشمانت سیاه بود و
کوچه علی چپ - ص 25 – س 8
در کار کوچه علی چپ و یا بازی زبانی با واژه ها در کار مرگ در گوشه گوش :
سرتان را به گوش دارد زاویه دار می میرد
سرتان را جای خودتان باشم پدر می گفت
سرطان را با دو دست روی / از زمین
مرگ در گوشه گوش – ص24 – س 1
و یا نگاه اعتراض آمیز به مسایل اجتماعی – سیاسی در کار دو قُلپ و نیم رو برو می شویم .
در خصوص خلاقیتهای کاربردی و رد پای تکنیکی- زبانی مولف چیزقابل اشاره ای
دیده نمی شود و استفاده از ابزار زبان که در کار مرگ در گوشه چشم به شکل ضعیف و
تکراری از زبان بازی گرفته شده وترکیباتی مانند بر می میرم در من نپاشیدم ،
داری می بیند و می خندی در این جا نیست ، من همان کودکم بی پدر که مادر ندارد گاو
در آخر و مصداقهای اینچنینی هیچ شاخصه بارزی را نشان نمی دهد و تنها تلاش
پرنده ای ست در اتاقکی بی در و پنجره که برای پرواز با سر وصورتی خونی خودش
را به شاید دریچه ای باشدهای در و دیوار می زند !
استفاده نوشتاری و نقاشی در کار تو متهم به مرگ خودت هستی ، وارونه نویسی سطر
دست نویسی شده در سطر آخر کار جنگ و خلاقیت نوشتاری فعل 2 زدید در کار
عمو سفر به شعریت کار کمکی نکرده و تنها یکنواختی متن را کمی کمتر می کند !
به کارگیری سطر م ِ ر ِ ول هاکانین . هاپ هاپ در کار من نپاشیدم که با ترجمه پارسی
در پایان کار همراه شده نه تنها از ارزشهای کار کم نمیکند بلکه از دید من اوج حس مولف
را به خواننده به ویژه خواننده آشنا به زبان مازندرانی انتقال می دهد . اما باید دانست که
استفاده زبانی از هر زبان و لهجه باید با نگاه زیرکانه تر و حساب شده تری در شعرهای
پارسی انجام گیرد تا به سرانجام واژه های محلی برسد که نیما در اشعارش بکار می گرفت .
در مجموع مجموعه شعر حیوان با فرار از کلیشه ها ، و نگاههای سطحی به وقایع اطراف ،
اندیشه ورزی و اعتراض و آدمخواری از دسته مجموعه شعرهای معاصر قابل تامل است
و آغاز شاعرانه مناسبی ست برای حیوان آدمخواری که شعر می گفت !
با آرزوی شادی و پیروزی _ مهدی کمالی
|